محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2688

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« در نباشند . خدا را ، خدا را در مورد همسايگان منظور داريد كه « سفارششدگان پيمبرتان هستند . پيوسته سفارششان مىكرد چندان كه پنداشتيم « براى همسايه ارث مقرر خواهد شد . خدا را ، خدا را ، در مورد قرآن « منظور داريد و ديگران در كار عمل بدان از شما پيشى نگيرند . خدا را ، « خدا را ، در مورد نماز منظور داريد كه ستون دين شماست . خدا را ، خدا « را ، در مورد خانه خدايتان منظور داريد و تا زنده‌ايد آن را رها مكنيد كه اگر « متروك ماند چيزى جاى آن را نگيرد . خدا را ، خدا را ، در مورد جهاد در « راه خدا با مالها و جانهاتان منظور داريد . خدا را ، خدا را ، در مورد زكات « منظور داريد كه خشم پروردگار را خاموش مىكند . خدا را ، خدا را ، در « مورد ذميان پيمبرتان منظور داريد كه پيمبر خدا سفارش آنها را كرده . « خدا را ، خدا را ، در مورد مستمندان و بينوايان منظور داريد و در روزىهاى « خويش شركتشان دهيد . خدا را ، خدا را ، دربارهء ، مملوكان خويش منظورى « داريد . نماز ، نماز . در كار خدا از ملامت ملامتگر هراس مكنيد تا خدا « شر كسانى را كه قصد شما مىكنند و به شما ستم مىكنند كفايت كند . با « مردم سخن نيك گوييد چنان كه خدايتان دستور داده ، امر به معروف و نهى از « منكر را ترك مكنيد تا اشرارتان كارها را به دست نگيرند كه دعا كنيد و « اجابت نبينيد . دوستى كنيد و بخشندگى ! از اختلاف و جدايى و « پراكندگى بپرهيزيد . در كار نيكى و پرهيز كارى همدلى كنيد و در كار گناه « و دشمنى همدلى مكنيد . از خدا بترسيد كه خدا سخت مجازات است . « خدا شما خاندان را حفظ كند و پيمبر را در شما باقى بدارد . شما را به « خدا مىسپارم و سلام و رحمت خدا را بر شما مىخوانم » آنگاه ديگر سخنى جز لا إله الا الله نگفت تا در گذشت ، رضى الله عنه . و اين به ماه رمضان سال چهلم بود . دو پسرش حسن و حسين و عبد الله بن جعفر